سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
405
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
« نور الابصار » تأليف عالم فاضل شيخ « شبلنجى » معروف به « مؤمن » ، مطبعه ميمنيه ، مصر ، سال 1322 هجرى . « سيد مؤمن بن سيد حسن مؤمن شافعى » از اكابر علماى اوائل قرن چهاردهم هجرى است . « شبلنجى » در سال 1250 هجرى متولد شد و در ده سالگى قرآن كريم را حفظ كرده و از شيخ « محمد خضرى » و اكابر ديگر بهره برده و به انزوا و عزلت و زيارت اهل قبور بسنده مىكرده و چشم طمع به كسى نداشته و با كمال قناعت روزگار خود را سپرى مىكرده است . كتابهاى چندى تأليف كرده ؛ از جمله : « فتح المنّان فى تفسير غريب القرآن » ، « مختصر الجبرتى » در دو جزء ، « نور الابصار » در مناقب آل بيت المختار . از همان كتاب روايت است كه باقر عليه السلام از « جابر » ، پرسيد : جريان ميان على عليه السلام و « عايشه » چه بوده است ؟ به عرض رسانيد : در يكى از روزها نزد عايشه رفتم از او پرسيدم كه در حق على عليه السلام چه مىگوئى ؟ اندكى تأمل كرد و گفت : اذا ما التبرحكّ على محك تبيّن غشّه من غير شكّ و فينا الغشّ و الذهب المصفّى علىّ بيننا شبه المحك ؛ طلا را كه محك بزنند از غش پاكيزه مىشود و در ميان ما طلاى خالص و ناخالص وجود دارد ، على عليه السلام مانند محك است كه بايد خالص از ناخالص را ظاهر سازد . خدا را سپاسگزارم كه با كمى بضاعت موفق شدم شرح حال چهل تن از محدثان كه مؤلف كتاب حاضر قدّس سرّه تأليفات آنها را مرجع و منبع كتاب خود قرار داده در پايان